روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )

284

سفرنامه كلاويخو ( فارسى )

جلو آفتاب مىگذارند تا خشك شود . به مجرد آنكه اين تكه‌ها كاملا خشك شوند ، آنها را بهم مىبندند و در سبدهايى مىگذارند و انبار مىكنند و دوازده ماه نگاه مىدارند . در آنسوى محال سمرقند دشت پهناورى گسترده است كه در آن دره‌هاى بسيارى و در آن دره‌ها جمعيت فراوانى خانه دارند و همهء آنان كه تيمور از سرزمين‌هاى دوردست آورده است درين دره‌ها مقر دارند . سراسر خاك اين استان سمرقند بسيار حاصلخيز و حاصل گندم آن فراوان است . در آنجا درختهاى ميوه و نيز بوستانهاى پر حاصل بسيارست . اغنام و مواشى آن پيرامون عالى و طيور آنجا از نژاد خوب است . گوسفندان آن مشهورست . زيرا دنبه‌اى دارند كه بيست پاوند ( ده كيلو يا 3 من ) وزن دارد و دست را پر مىكند . اين گوسفندان آنچنان فراوانند كه حتى هنگامى كه تيمور با سپاهيانش درين حدود هستند ( كه همواره كميابى و كاستى روى مىدهد ) يك جفت گوسفند را در بازار مىتوان به قيمت يك دوكا ( كه در حدود شش شيلينگ است ) خريد . اجناس درين حوالى چنان ارزان هستند كه با يك مرى « 1 » كه سكه‌اى است ( معادل سه پنس ) يا نيم ريال مىتوان يك كيلو و نيم جو خريد . نان پخته همه جا فراوان است و برنج را مىتوانيد بهر مقدار كه خواسته باشيد به بهاى ارزان بخريد . ثروت و فراوانى اين پايتخت بزرگ و محال آن چنان است كه براستى ديدنى است . و به همين جهت است كه آن را سمرقند مىنامند . زيرا نام اصلى آن سميز كنت * است كه مركب از دو لغت است بمعنى « شهر ثروتمند » . چون سميز ( بتركى ) بمعنى فربه و ثروتمند و كنت بمفهوم شهر يا روستاست . اين دو نام اندك اندك به صورت دست و پا شكستهء سمرقند درآمده‌اند . و نيز اين سرزمين سمرقند نه تنها از نظر مواد خوراكى بلكه از لحاظ داشتن كارخانه نيز ثروتمندست و كارخانهء ابريشم براى تهيهء پرند زيتونى و زربفت و كرپ و

--> ( 1 ) - Meri